رویدادها با دو نوع ریسک مواجه هستند؛ اما بیشتر تیم ها فقط برای یکی از آن‌ها برنامه ریزی می کنند!

ریسک موضوع جدیدی نیست؛ رویدادها همیشه با آن همراه بوده‌اند. اما اکنون دو اتفاق به‌طور هم‌زمان در جریان است. همه‌ی ما می‌دانیم میزان غیرقابل‌پیش‌بینی بودن اوضاع در حال افزایش است، اما لایه دیگری از ریسک‌های آرام‌تر و پنهان‌تر نیز وجود دارد که به اندازه کافی درباره‌شان صحبت نمی‌کنیم؛ ریسک‌هایی که پتانسیل تخریب‌گری بسیار بالاتری دارند.

۱. ریسکی که همه در حال مدیریت آن هستند

صبح از خواب بیدار می‌شوید و متوجه می‌شوید تصمیماتی خارج از کنترل شما، طی یک شب ساختار رویدادتان را دگرگون کرده است. تغییر یک سیاست‌گذاری، سفرهای کاری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، یک شرکت بودجه‌اش را کاهش می‌دهد، یا یک مسئله‌ی جهانی اولویت‌های مخاطبان شما را تغییر می‌دهد. درآمد و مشارکت‌هایی که تا یک ماه پیش کاملاً تضمین‌شده به نظر می‌رسებند، دیگر قابل اتکا نیستند.

این همان ریسکی است که این روزها همه درباره‌اش صحبت می‌کنند؛ یک چالش پایه‌ای و بدیهی که مستلزم سازگاری مداوم است.

ما در حال یادگیری نحوه‌ی فعالیت در این فضا هستیم. برنامه‌های پشتیبان می‌سازیم، داده‌ها را به دقت رصد می‌کنیم و ارتباط نزدیکی با ذینفعان داریم. با این حال، یک نقطه‌کور بزرگ داریم.

۲. ریسکی که در اعماق در حال شکل گیری است

یک تغییر گسترده‌تر در جریان است که از تقاطع چندین نیروی کلان ناشی می‌شود:

  • تغییرات جمعیتی: این تغییرات الگوی مشارکت را دگرگون کرده است. در برخی حوزه‌ها، متخصصان باتجربه سریع‌تر از ورود نیروهای تازه کار بازنشسته می‌شوند که این امر حضور در رویدادها، چرخه‌های تأمین نیروی انسانی و رشد بلندمدت را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در عین حال، افزایش جمعیت سالمندان حوزه‌های تقاضای جدیدی ایجاد کرده که به رشد برخی بخش‌ها و تولد بخش‌های نوین منجر می‌شود.
  • تغییرات اقلیمی: آب‌وهوا رویدادها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ سفرهای کاری را مختل می‌کند، بر مکان‌های برگزاری اثر می‌گذارد و هزینه‌های غذا و پذیرایی را افزایش می‌دهد. همچنین انتظارات پیرامون پایداری و برنامه‌ریزی مسئولانه را بالاتر می‌برد.
  • فناوری: تکنولوژی با سرعتی سرسام‌آور در حال ایجاد تغییر است. هوش مصنوعی همین حالا هم نحوه‌ی یادگیری، خرید و تعامل افراد را دگرگون کرده است. با نفوذ بیشتر این ابزارها در زندگی روزمره، آینده نامعلوم است.

هر یک از این نیروها به تنهایی اهمیت زیادی دارند، اما ترکیب آن‌ها با یکدیگر آثار مضاعفی ایجاد می‌کند که ما تازه داریم ابعاد آن را لمس می‌کنیم.

چرا این موضوع همین حالا اهمیت دارد؟

در کوتاه‌مدت، شاهد تغییرات رفتاری هستیم؛ مخاطبان سخت‌گیرتر شده‌اند، سازمان‌ها با احتیاط بیشتری عمل می‌کنند و انتظارات برای دریافت ارزش و امنیت بالاتر رفته است.

در بلندمدت، چشم‌انداز مبهم‌تر است؛ موضوعی که برنامه‌ریزی را دشوارتر و گرایش به رویکرد واکنشی (انفعالی) را آسان‌تر می‌کند.

وقتی نمی‌دانید مخاطبتان چطور تغییر خواهد کرد، صنعت شما چطور دستخوش تحول می‌شود، یا نیروهای بیرونی چگونه رویدادتان را دگرگون خواهند کرد، برنامه‌ریزی با اطمینان دشوار می‌شود. در این شرایط، خیلی راحت‌تر در دام رفتارهای واکنشی می‌افتیم و به‌جای آماده شدن برای اتفاقات احتمالی، فقط به آنچه رخ داده واکنش نشان می‌دهیم. اگر جهان در حال تغییر است، رویکرد ما به برنامه‌ریزی نیز باید تغییر کند.

برای مقابله با این وضعیت چه باید کرد؟

مدیریت ریسک در دنیای امروز نیازمند کار در افق‌های زمانی موازی است:

در کوتاه مدت (۶ تا ۱۸ ماه آینده): تمرکز بر آمادگی

  • بودجه‌تان را با پیش‌بینی شرایط اضطراری منعطف ببندید.
  • سناریوهای با احتمال وقوع و تأثیر بالا را شناسایی کنید (از افت تعداد شرکت‌کنندگان گرفته تا حوادث امنیتی) و نشانه‌های اولیه آن‌ها را رصد کنید.
  • ذینفعان را در جریان امور نگه دارید تا تغییرات غافلگیر کننده نباشند.

در بلندمدت (۲ تا ۵ سال آینده): تمرکز بر آماده سازی

  • اتفاقات امروز را بررسی کرده و تأثیرات آینده‌ی آن‌ها را تجسم کنید. این تغییرات برای مخاطبان، صنعت و سازمان شما چه معنایی دارد؟ نیازهای مشتریان مخاطبان شما چگونه تغییر خواهد کرد؟ چطور اطمینان حاصل می‌کنید که رویدادتان ارزشمندترین پیشنهاد در حوزه فعالیت شما باقی بماند؟
  • سازمان خود را ارزیابی کنید: به چه مهارت‌هایی نیاز دارید که باید اضافه شوند؟ در کجا به شرکای جدید نیاز دارید؟ چگونه می‌توانید انعطاف‌پذیری را در ساختار خود نهادینه کنید؟

این کار به معنای تلاش برای پیش‌بینی آینده نیست، بلکه یعنی آمادگی فعالانه برای هر چیزی که به سمت شما می‌آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *