صنعت نمایشگاهی ایران سالهاست با پیچیدگیها و چالشهای ریز و درشتی دستپنجه نرم میکند. از تحولات روز اقتصادی و مشکلات اجرایی گرفته تا موانع ساختاری، همه و همه بخش ثابت گفتگوهای بدنه این صنعت هستند. اما پرسش اصلی و کلیدی اینجاست: چرا این حجم از مشکلات و مطالبات، هیچگاه نتوانستهاند به شکل مؤثر به اتاقهای تصمیمگیری کلان راه پیدا کنند و به دغدغه اصلی مدیران ارشد تبدیل شوند؟
بخشی از پاسخ به این بنبست ارتباطی، به نوع نگاه صنعت نمایشگاهی به «رسانههای تخصصی» خود بازمیگردد؛ سرمایهای که اغلب نادیده گرفته شده یا در حد یک ابزار تشریفاتی تنزل یافته است.
رسانه عمومی در برابر رسانه تخصصی؛ تمایز در کارکرد
در سالهای گذشته، بخش عمدهای از بودجه و توجه ارتباطی برنامهریزان نمایشگاهی صرف انعکاس اخبار در خبرگزاریهای سراسری و رسانههای عمومی شده است. هرچند حضور در رسانههای عمومی برای پوشش اخبار کلی رویدادها لازم است، اما این رسانهها هرگز نمیتوانند نقش رسانه تخصصی را ایفا کنند.
- رسانه عمومی: خبر رویداد را پوشش میدهد، نگاهی مقطعی دارد و بلافاصله به سراغ سوژه بعدی میرود.
- رسانه تخصصی: مسئلهمحور است، نبض صنعت را میشناسد، تحولات را پیگیری میکند و با تحلیل ریشهای، توان تبدیل مشکلات پراکنده به «مطالبات صنفی شفاف» را دارد.
شنیده شدن صدای یک صنعت در سطح حکمرانی و تصمیمگیری، با خبررسانیهای مقطعی اتفاق نمیافتد؛ بلکه نیازمند جریانسازی مستمر، روایتگری دقیق و تحلیل ابعاد مختلف یک چالش است.
حمایت واقعی یعنی چه؟
برخی مدیران، حمایت از رسانه تخصصی را با تبدیل کردن آن به «روابط عمومی سفارشی» یا «بولتن خبری» اشتباه میگیرند. اما واقعیت این است که رسانه تنها زمانی اثربخش خواهد بود که استقلال و هویت حرفهای خود را حفظ کند. حمایت واقعی از رسانه تخصصی شامل موارد زیر است:
- به رسمیت شناختن رسانهها بهعنوان بخشی از زیرساخت توسعه صنعت
- ایجاد دسترسی به آمار، اطلاعات و شفافیت در ارائه دادهها
- سرمایهگذاری برای تقویت زیرساختهای رسانههای تخصصی بهجای هزینههای تبلیغاتی بیاثر
رسانه؛ بازوی قدرت خود صنعت
تقویت رسانه تخصصی، سود مستقیم برای خود صنعت نمایشگاهی دارد. هنگامی که یک رسانه تخصصی از تمکن مالی و اعتبار حرفهای برخوردار باشد، امکان بیشتری برای چانهزنی، ایجاد پل میان بدنه صنعت و مسئولان، و پیگیری مطالبات پیدا میکند. در مقابل، وقتی این رسانهها تضعیف شوند، در واقع صدای خود صنعت در برابر تصمیمگیران بیرمق میشود.
قطعاً رسانه به تنهایی حلکننده تمام مشکلات نیست و عوامل اقتصادی و سیاسی متعدد در تعیین جایگاه یک صنعت نقش دارند؛ اما بریدن این پل ارتباطی یا نادیده گرفتن آن، یعنی از دست دادن تنها ابزاری که میتواند لایههای پنهان و پشتپرده نمایشگاهها را به تصویر بکشد.
در پایان وقت آن رسیده که نگاه مدیران تغییر کند. رسانههای تخصصی نباید صرفاً پوستر یا گزارش تصویری نمایشگاهها باشند؛ آنها حافظه جمعی، صدای صنفی و بازوی رایزنی این صنعت با افکار عمومی و دولت هستند.